خانههای داردَچِین
تا حدود دهه چهل شمسی بناهای داردَچِین شکل اصلی خانههای سیاورز بوده است. این نوع بنا با توجه به ویژگی اکولوژیک منطقه با استفاده از مصالحی که از طبیعت و محیط زیست روستا به دست می آمد ساخته می شد. درختان جنگلی، ساقه های برنج یا همان کٌلِش و گِل اصلی ترین مصالح برای ساخت این نوع بنا بودند. برای جلوگیری از نفوذ رطوبت به اتاق ها معمولا کف اتاق ها حداقل یک متر از سطح زمین بالاتر بود. دیوار بنا همانگونه که از اسم این نوع دیوار مشخص است(داردَچِین) با استفاده از چوب های بلند ودارای مقطع دایره ای به شکل افقی و یک در میان روی هم چیده می شد. برای استحکام دیوارها، دوطرف الوارها را می تراشیدند تا به شکل نر و ماده و با اتصال به هم و بدون استفاده از میخ در هم قفل شوند. فضای بین چوب ها با مخلوط گل، آب و پوشال خرد شده برنج(کُلِش) پر می شد. پس از آن دیوارها با استفاده از گل، پوشیده می شد. پس از خشک شدن دیوار برای یکدست شدن و زیبا شدن فضای داخلی و بیرونی دیوارها گل مالی(گِل کار) می شد. فرم سقف بنا به علت ویژگی اقلیمی و بارش باران های شدید و چهارفصل به شکل شیب دار طراحی می شد تا آب باران به سرعت به سطح زمین هدایت شود. به علت وزش باد هنگام باران و کج باران یا به زبان محلی پَرِشِه که موجب نفوذ باران به فضای داخلی و خیس شدن دیوارها می شد، سقف بناها به شکل چتری یا گِردِسَر ساخته می شد. برای پوشش سقف خانه ها قبل از دسترسی به حلب از ساقه بسته شده برنج یا همان دَستِه استفاده می شد. به همین دلیل به این نوع خانه ها دَستِه بِسَرخانه می گفتند. زیر شیروانی خانه ها یا همان پشت بام خانه که در منازل شمال کارکرد انباری نیز داشت با استفاده از شاخه های درخت شمشاد یا به زبان گیلکی شَهرچٌو پوشیده می شد و روی این شاخه ها نیز گل می ریختند تا برای استفاده آماده شود. برای رفتن از داخل اتاق به فضای بام در گوشه ای از سقف اتاق دریچه ای به شکل مربع ایجاد می شد و با گذاشتن نردبام (سَردِی) دسترسی به آن امکان پذیر می شد. خانهها معمولا شامل یک ایوان و دو اتاق بود که دَرِ هر اتاق به ایوان باز می شد و اتاق ها مستقل از هم بودند و ارتباطی بین آنها وجود نداشت. در برخی از خانه ها زیر یکی از اتاق ها انباری ساخته می شد، در نتیجه سطح اتاق بالای انباری بالاتر از سایر اتاق ها بود و با تعبیه چند پله از ایوان اول به ایوان دوم می رفتند. در فضای داخلی اتاق ها و حتی ایوان تاقچه های متعدد تعبیه می شد تا برای گذاشتن وسایل مختلف از آن استفاده کنند. درِ ورودی اتاق ها عمدتا به شکل دو لنگه(دو لاقِه) ساخته می شد. نوع پنجره(آبِشکِه) خانه ها معمولا کوچک بود تا از ورود هوای سرد به داخل اتاق ها جلوگیری شود. پس از رواج استفاده از شیشه به تدریج پنجره های بزرگتر تعبیه می شد. قبل از رواج بخاری های هیزمی، برای گرم کردن اتاق ها و پخت و پز از کَلِه چال استفاده می شد. محل برپایی کَلِه چال معمولا کنار یکی از دیوارهای اتاق بود. درون کَلِه چال با استفاده از هیزم آتش روشن می کردند. فضای جانبی کَلِه چال، کَشکال نامیده می شد. فضای ایوان خانه معمولا بسیار بزرگ بود و برای پیش گیری از افتادن افراد اطراف ایوان نرده های چوبی نصب می شد. در فصل تابستان به دلیل گرمای هوا معمولا اعضای خانواده در ایوان غذا می خوردند و می خوابیدند. روش ساخت سرویس بهداشتی و آغل یا همان کٌلام برای حیوانات اهلی مانند گاو و اسب و ماکیان یا همان کِرک کٌلی نیز مانند خانه بود با این تفاوت که این بناها مساوی با سطح زمین ساخته می شد.
داده های آماری سرشماری نفوس و مسکن در سال 1390 نشان دهنده وضعیت بناهای کشور از نظر سال ساخت خانه ها است. در این آمار که وضعیت واحدهای مسی با توجه به سال اتمام بنا ارائه شده است از این نظر مهم است که وضعیت استحکام بناها را در سراسر کشور نشان می دهد. براساس داده های این سرشماری تعداد واحدهای مسی در سیاورز 310 واحد بوده که از این تعداد 26 واحد بتن آرمه و 284 واحد با سایر مصالح ساخته شده اند. از نظر سال اتمام بنا 7 واحد در سال 1390، 6 واحد در سال های 88 تا 89، 14 واحد در سال های 85 تا 87، 41 واحد در سال های 75 تا 84، 60 واحد در سال های 65 تا 74، 115 واحد در سال های 55 تا 64، 40 واحد در سال های 45 تا 54 و 10 واحد قبل از سال 1345 ساخته شده اند. وضعیت 17 واحد نیز مشخص نیست. این آمار نشان دهنده این واقعیت است که بیش از 80 درصد بناهای مسی سیاورز فاقد استحکام لازم در مقابل زله هستند و درصورت وقوع زله شدید، خسارات جانی و مالی زیاد دور از انتظار نیست. با توجه به تصویب قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان در سال 1374 و اجباری شدن دریافت مجوز ساخت بنا و وم نظارت مهندسین بر مراحل ساخت مسکن می توان گفت تغییر وضعیت ایمنی بناهای مسی در سیاورز به زودی امکان پذیر نیست چون ساخت بناهای مستحکم نیازمند صرف هزینه زیاد است و اینکار ناظر به بناهایی است که در آینده احداث می شوند. وضعیت بناهای مسی سیاورز را می توانید در جدول زیر مشاهده کنید.
| سال ساخت | نا معلوم | قبل از 45 | 45 تا 54 | 55 تا 64 | 65 تا 74 | 75 تا 84 | 85 تا 87 | 88 تا 89 | 1390 |
| تعدا بنا | 17 | 10 | 40 | 115 | 60 | 41 | 14 | 6 | 7 |
| سال | تعداد خانوار | جمعیت کل | مرد | زن | سایر اطلاعات |
|---|---|---|---|---|---|
| 1395 | 343 | 903 | 440 | 463 | - |
| 1390 | 310 | 881 | 424 | 457 | جمعیت 6 ساله و بیشتر841 نفر / تعداد باسوادان 667 |
| 1385 | 274 | 893 | 443 | 450 | جمعیت باسواد 708 / جمعیت بیسواد153 |
| 1365 | 216 | 1017 | - | - | جمعیت6 ساله و بیشتر846/ تعداد باسوادان 655/ تعدادشاغلین 258 |
| 1335 | - | 847 | 424 | 423 | - |
در این پست نتایج سرشماری نفوس و مسکن در سیاورز را بر اساس داده های آماری مرکز آمار ایران بررسی می کنم. اطلاعات جمع آوری شده مربوط به سال های 1335، 1365، 1385، 1390 و 1395 است. برخی از اطلاعات آماری مانند تعداد خانوارهای سیاورز در سال 1335 و تعداد جمعیت به تفکیک زن و مرد در سال 1365 در گزارش های آماری موجود نبوده است. داده های آماری نشان می دهد که تعداد خانوار در سیاورز در سی سال گذشته یعنی بین سال های 65 تا 95 به تدریج افزایش یافته است و علیرغم مهاجرت جوانان روستا پس از تحصیل به سایر شهرها، کاهش خانوارهای روستایی، برعکس بسیاری از روستاهای کشور، در سیاورز اتفاق نیفتاده است. به نظر می رسد مردم روستاهای شمال کشور به دلیل نزدیکی به شهرها و دسترسی بیشتر به امکانات زندگی نوین کمتر از سایر نقاط کشور نیازمند به مهاجرت بوده اند. جمعیت سیاورز مطابق با اولین نظر سنجی عمومی نفوس و مسکن در سال 1335(63 سال پیش) 847 نفر بوده است که بعد از سی سال به 1017 نفر در سال 1365 رسید. این افزایش عمدتا به دلیل افزایش نرخ رشد جمعیت در کشور در سال های دهه 60 و سال های جنگ بوده است. میزان جمعیت بیست سال بعد در سال 1385 به 893 نفر کاهش یافت که با توجه به کاهش نرخ رشد جمعیت در سال های پس ازجنگ و ت های کنترل جمعیت در آن سال ها طبیعی به نظر می رسد. میزان جمعیت روستا در سال های 90 و 95 به ترتیب 881 و 903 نفر بوده که تفاوت معنی داری با جمعیت سال 85 ندارد. لازم به یادآوری است که تا سال 1365جمعیت تلوسرک با جمعیت سیاورز محاسبه می شده که از این سال در سرشماری ها از سیاورز تفکیک شده است.
8 شهریور 1398 دهمین سال راه اندازی وبلاگ سیاورز بود به همین دلیل برای یادآوری مطالب وبلاگ، تمامی عناوین مطالب نوشته شده در وبلاگ در ده سال گذشته را در یک پست معرفی می کنم. خوانندگان وبلاگ درصورت تمایل می توانند مطالب خود را از طریق ایمیل های siavaraz1972@yahoo.com و siavaraz1972@gmail.com ارسال نمایند تا با نام فرستنده منتشر شود. مدیریت وبلاگ ویرایش مورد نیاز را برای انتشار مطالب اعمال خواهد کرد.
در این پست خاطره ای جالب از سال 57 برای خوانندگان نقل می کنم، شاید این خاطره برای افرادی در سن و سال من و بالاتر دوباره زنده شود. این ماجرا شکستن شیشه های بانک صادرات روستا در روزهای پس از پیروزی انقلاب توسط بچه های سیاورز است. درآن روزها بچه ها با مدیریت دو فرزند مرحوم دکترسیدعبدالعلی مدنی یعنی سید رضا و شهید سید علی اصغر که در تهران زندگی می کردند و بیشتر در حال و هوای انقلابی بودند دورهم جمع می شدند و با راهپیمایی در کوچه ها شعارهای انقلابی سرمی دادند. در یکی از این روزها پس از طی چند کوچه تصمیم گرفته شد در یک اقدام انقلابی!!! شیشه های بانک را بشکنیم. برنامه به این شکل طراحی شد که پس از جمع آوری سنگ روبروی بانک و پشت به کارخانه برنجکوبی بمانیم و به شکل هماهنگ سنگ ها را به سمت بانک پرتاب کنیم. پس از استقرار مقابل بانک در حالیکه شعار می دادیم "ما بت شکنیم شیشه شکن نیستیم" سنگ ها را پرتاب کردیم و در چند ثانیه شیشه های بانک شکسته شد.
گولاسر، ییلاق مشترک سیاورزی ها و لیره سری ها است. با این حال برعکس بسیاری از روستا ها و شهرها، قبرستان ساکنین این ییلاق یکی نیست. اما چرا؟ از سالها پیش این سوال در ذهن من شکل گرفت که چرا محل دفن اموات لیره سری ها و سیاورزی ها در گولاسر جداست. مزار سیاورزی ها در گولاسر، اندکی بالاتر از محل ست آنها یعنی سید محله واقع شده که به یمن ساخت و سازهای جدید این فاصله از بین رفته است. در کنار این قبرستان یک درخت زیبا با عنوان آقا دار یا درخت مقدس روییده که هنگام زیارت اهل قبور می توان از سایه آن استفاده کرد. روی شاخه های این درخت پارچه و نخ های فراوانی به عنوان دخیل بسته شده است. معروفترین سیاورزی دفن شده در این مکان مرحوم آقا میرزا حسین است که مزارش زیارتگاه و محل نذر و نیاز مردم است و اگر در هنگام غروب سری به این مکان بزنید چراغ ها(در گذشته چراغ موشی) وشمع هایی را خواهید دید که روی قبر این مرحوم روشن شده است. اما قبرستان مردم لیره سر، روبروی خانه های آنها، آنسوی دره و رودخانه ای است که در سمت غرب گولاسر قرار دارد. از نظر تعداد قبرها، اموات بیشتری در قبرستان لیره سری ها دفن شده اند که به نظر من دلیل آن جمعیت بیشتر لیره سری ها نسبت به سیاورزی ها است. هم اکنون نیز مانند گذشته تعداد خانه ها و ساکنین لیره سری بیشتر از سیاورزی ها است. از دفن آخرین افراد در این دو قبرستان سال های زیادی می گذرد و در سال های اخیر کسی در این دو مکان دفن نشده است. شاید درگذشته متناسب با پائین بودن نرخ امید به زندگی در ایران میزان مرگ و میر افراد بیشتر بود و به دلیل سختی انتقال مرده ها به پائین به دلیل فقدان جاده تنها راه موجود دفن اموات در گولاسر بود. حال به سوال مطرح شده در ابتدای مطلب می پردازم و چند فرضیه در مورد آن مطرح می کنم . فرضیه و پاسخ اولیه من به این سوال، احترام به سادات سیاورزی بود که موجب جدا شدن قبرستان شده است، ولی دفن اموات مردم دو روستا در کنار یکدیگر نمیتوانست موجب بی احترامی شود و شاید حتی لیره سری ها به دلیل احترام به سادات از دفن امواتشان در کنار اموات سیاورزی ها استقبال هم می کردند. فرضیه دیگر فضای محدود قبرستان سیاورزی ها نسبت به قبرستان لیره سری ها بود که اجازه این کار را نمی داد. در مورد این فرض هم می توان گفت اگر فضای دفن اموات در قبرستان سیاورزی ها کم بود، قبرستان آنسوی رودخانه فضای بیشتری برای دفن اموات داشت. نگارنده این مطلب تاکنون این مساله را با هیچ یک از بزرگان سیاورز مطرح نکردم. شاید آنها هم پاسخی برای این سوال نداشته باشند. از خوانندگان خواهشمندم در صورت داشتن نظری در این خصوص نظرتان را برای درج در این مطلب و تکمیل آن ارسال نمایید.
در یکی از پست های گذشته به معرفی موزه بوم شناسی سیاورز پرداختیم. این موزه که به همت آقای مصطفی معافی مدنی در یکی از خانه های قدیمی روستا راه اندازی شد پس از چندی در کنار کاربری موزه تبدیل به یکی از اقامتگاه های بومگردی روستایی تنکابن شد. این خانه که در گذشته متعلق به مرحوم کربلایی طاهر سیدی بود پس از درگذشت وی توسط دو همسرش مرحومه مشهدی حمیده و خیرالنسا مورد استفاده قرار می گرفت. پس از فوت آنها این خانه توسط آقای مصطفی معافی خریداری و تبدیل به موزه و اقامتگاه بومگردی شد. این خانه مشابه بسیاری از خانه های قدیمی سیاورز با استفاده از سنگ و چوب شمشاد و گل، به شکل داردچین و ازگامه ای ساخته شده است و دارای دو اتاق و ایوان و تراس بوده و یک انباری نیز در زیر تراس ساخته شده است. هم اکنون از یکی از اتاق های این خانه برای اسکان و پذیرایی مسافران استفاده می شود و اتاق دیگر موزه روستایی است. وبسایت Space.ir خدمات قابل استفاده در این خانه را راهنمای محلی تورهای گردشگری، پارکینگ غیر مسقف بیرون از اقامتگاه، پرسنل مسلط به زبان انگلیسی، طبخ انواع غذاهای محلی نظیر ترشه تره، میرزاقاسمی، بادمجان کبابی، لوبیا قاتوق، غوراب، مرغ آلویی و مرغ شکم پر، آشپزخانه مشترک جهت گرم کردن غذا و یا دم کردن چای و سیستم سرمایشی و گرمایشی ( پنکه و بخاری گازی) و خوانندگی و اجرای آواز محلی زنده توسط اهالی روستا معرفی کرده است. در اینستاگرام این خانه ویدیویی از آواز سید مرتضی معافی مدنی معروف به گلپا به اشتراک گذاشته شده است.
مقدمه
بررسی چگونگی آماده شدن و برگزاری سنت ها و مراسم مختلف ملی و مذهبی در میان اقوام، طوایف، شهرها و روستاهای ایران موضوع مطالعات مردم شناسانه و انسان شناسانه است. این سنتها که در طول سالیان طولانی شکل گرفته، دائما دستخوش تغییر قرار می گیرند و وقوع حوادث تاریخی ممکن است نحوه برگزاری این سنت ها را دچار تغییر کند. سنت نوروز که ریشه در روزگار باستانی ایران دارد از سنت هایی است که تقریبا در سراسر ایران به اشکال مختلف و متناسب با فرهنگ و باورهای بومی مردمان هر شهر و روستا برگزار می شود. نحوه برگزاری سنت های نوروزی در ایران دارای شباهت ها و تفاوت های است که بررسی آنها جُنگی متنوع از آئین های نوروزی را برای ما فراهم می کند.
در بررسی حاضر تلاش شده است که بخشی از سنت های نوروزی روستای سیاورز، بر اساس حافظه و تجربه نگارنده این سطور بیان شود. ضروری است به این نکته اشاره کنم که این نوشته مدعی نشان دادن همه سنت های نوروزی در سیاورز نیست و ممکن است خوانندگان این اثر سنت های دیگری را به عنوان آئین ها و سنت های نوروزی سیاورز معرفی نمایند که در صورت تمایل می توانند با ارسال نوشته های خود به نشانی ایمیلsiavaraz1972@yahoo.com موجب غنای مطالب این وبلاگ شوند. مطالب ارسالی با نام نویسنده اثر در این وبلاگ منتشر خواهد شد.
برای معرفی سنت های نوروز در سیاورز مطالب مرتبط با موضوع به دو بخش سنت های قبل از پیروزی انقلاب و جنگ و سنت های بعد از این وقایع تقسیم میشوند.
نوروز پیش از انقلاب و جنگ
همانگونه که در مقدمه اشاره شد وقوع حوادث تاریخی و تحولات اجتماعی بر نحوه برگزاری سنت ها تاثیر فراوانی برجای می گذارد. سنت نوروز در گذشته در بازه های زمانی طولانی دستخوش تغییر می شد اما در دهه های اخیر وقوع حوادث مهم در کشور و سرعت تغییرات بر اثر تحولات تکنولوژیک چگونگی برگزاری سنت ها را دچار تغییر کرده و یا این سنت ها کمرنگتر از گذشته برگزار می شوند.
در گذشته ساختمان ها و خانه های مردم روستاهای شمال ایران با تاثیر گرفتن از اقلیم این منطقه با استفاده از مصالح در دسترس با استفاده از سنگ، چوب و گل ساخته میشد. در این بناها، نمای داخلی، بیرونی و کف بنا با استفاده از گل پوشیده می شد. از این رو برای حفظ و نگهداری دیوارهای گلی و جلوگیری از تخریب و حفظ زیبایی دیوارها لازم بود در هر سال حداقل یکبار دیوارها گِلکار(Gelkar) شوند. یکی از سنت های مردم سیاورز در ماه های پایانی سال و خصوصاً در ماه اسفند گل مالیدن به دیوارها یا گِکار بود. برای این کار مخلوط گل و آب را با دست روی سطح دیوارها می مالیدند. گِلکار که معمولا توسط بانوان انجام می شد به نوعی تعمیر خانه نیز محسوب می شد. پس از گلکار به خانه تکانی و تمیز کردن خانه می پرداختند.
شیرینی سنتی روستای سیاوَرَز، نوعی شیرینی است که با استفاده از آرد برنج تهیه میشود و در گویش این روستا به آن "تَشتیtashti" یا "خانَی شیرینیkhanay shirini" به معنی شیرینی خانگی می گفتند. علت این نام گذاری پخت شیرینی در تشت های رویی یا مسی بوده است. امروزه به ندرت از نام تَشتی و خانَی شیرینی برای این شیرینی استفاده می شود و از نام فارسی شیرینی خانگی استفاده می شود. به دلیل سختی زیاد فرایند آماده سازی مواد اولیه و پخت شیرینی، نوعی همکاری و همیاری یا به گویش محلی، تَکِل(Takel) بین چند خانواده و به دو شکل انجام می شد. در حالت اول، چند خانواده بر اساس میزان شیرینی مورد نیاز خود مواد اولیه آن را آماده و در یک روز معین و جداگانه خمیر مورد نیاز برای پخت شیرینی را آماده می کردند و پس از اتمام پخت شیرینی یک خانواده، شیرینی خانواده یا خانواده های دیگر پخته می شد. در شکل دوم، یک خانواده با استفاده از همیاری شیرینی خود را آماده می کرد و در وقتی دیگر برای پخت شیرینی به کمک خانواده همکار میرفت. برای تهیه آرد برنج مورد نیاز، ابتدا نیم دانه را که در گویش گیلکی سیاوَرَزَی به آن "دومِیَنDomean" گفته می شود، می شستند و پس از خشک شدن تبدیل به آرد می کردند. تهیه آرد از نیم دانه نیز که صرفا توسط خانم ها انجام می شد، نیازمند صرف وقت و حوصله زیاد و با استفاده از وسایل ابتدایی مانند تخته سنگ مخصوص "بِنِه سِنگ" و نوعی قلوه سنگ"سَرسِنگ" بود زیرا در آن زمان در نواحی روستایی تنکابن آسیاب مخصوص تبدیل برنج به آرد در دسترس نبود. روش کار به این شکل بود که یک مشت از برنج را روی تخته سنگ می ریختند و با استفاده از قلوه سنگ آنرا می ساییدند تا تبدیل به آرد شود و این کار تا تبدیل شدن همه برنج درنظر گرفته شده به آرد ادامه پیدا می کرد. پس از آن، برای به دست آمدن آرد مناسب و یکدست، آرد برنج را با استفاده از نوعی پارچه نازک اَلَک می کردند.
ماده اولیه دیگر برای تهیه شیرینی خاک قند بود. برای تهیه آن، قند را به همان روشی تهیه آرد برنج بر روی سنگ مخصوص می ساییدند و پس از الک کرد آن خاک قند مناسب بدست می آمد.
برای آماده سازی خمیر شیرینی ابتدا روغن جامد را در یک تشت بزرگ می ریختند و با کف دست آن را ماساژ می دادند. پس از آن تخم مرغ ها را شکسته و به آن اضافه نموده و دوباره با کف دست آنرا می زدند تا در ترکیب با روغن، مایع غلیظ و سفید رنگی بدست آید. در مرحله بعد پودر هِل آسیاب شده، خاک قند و آرد برنج را به مواد اضافه می کردند و مواد را وَرز می دادند تا خمیر شیرینی آماده شود. در مرحله بعد برای آماده کردن شیرینی برای پخت، مقدار کمی از خمیر شیرینی را با استفاده از دست به شکل دلخواه درمی آوردند و با استفاده از شانه روی آن طرح می زدند. پس از آن شیرینی ها را درون تشت قرار می دادند تا بر روی ذغال پخته شود. برای آماده سازی ذغال ابتدا با استفاده از هیزم آتش روشن می کردند. ذغال بدست آمده را در مکانی هموار روی زمین می ریختند و سه پایه ای روی آن قرار می دادند و تشت های شیرینی را روی سه پایه می گذاشتند. در سطح بالای شیرینی، ذغال را روی ورق های بزرگ حلبی می ریختند و روی تشت می گذاشتند تا شیرینی همزمان از بالا و پائین پخته شود.
نوع دیگری از شیرینی که پیش از عید در سیاورز تهیه می شد نوعی کلوچه بود که با آرد گندم درست می شد. ابتدا آرد را با استفاده از آب، شیر و افزودنی های شیرین کننده مانند شکر و یا شیره انگور و توت تبدیل به خمیر می کردند و پس از آن چونه مناسب و مورد نظر را از خمیر جدا کرده و در سطحی صاف پهن می کردند و میان خمیر ترکیبی از شکر و پودر هل می ریختند و دو لبه خمیر را روی هم می آوردند و فرم می دادند. بر روی کلوچه تخم مرغ زده شده می مالیدند و روی آن را به دلخواه با تخم خشخاش، کنجد و غیره تزئین می کردندو به روش پخت شیرینی خانگی آنرا می پختند.
در روزهای نزدیک عید نوروز، زن های خانواده تخم مرغ و اردک را می پختند و با افزودن پوست پیاز به آب جوش آنها را رنگ می کردند تا بر سفره عید قرار دهند.
این کار با توجه به این باور انجام می شد که تخم مرغ نماد نعمت محسوب می شد و این تخم مرغ ها به عنوان عیدی به میهمانان هدیه میشد.
برای سفره عید از سفره هایی استفاده میشدکه روی آن طرح هایی از گل و پرنده توسط خانم ها با نخ های رنگی گلدوزی می شد. سفره عید را در اتاق پذیرایی پهن می کردند و روی آن هفت سین، قرآن، شیرینی تَشتی، کلوچه، تخم مرغ رنگ شده قرار می دادند.
در سال های دور نوعی بازی و سرگرمی با استفاده از تخم مرغ و اردک پخته شده و یا خام میان کودکان و نوجوانان روستا رایج بود که به آن مُرغانه جنگ می گفتند. این بازی بیشتر در ایام نوروز انجام می شد. یکی از دلایل رواج این بازی در نوروز اهدا تخم مرغ های رنگ شده از طرف میزبان به مهمانان بود. بنا بر رسمی رایج در آن زمان هرخانواده تعداد زیادی از تخم مرغ و اردک را با استفاده از پوست پیاز رنگ می کرد تا هنگام مراجعه مهمانان عید به آنها تخم مرغ پخته به عنوان هدیه داده شود. نوجوانان و جوانان از این تخم مرغ ها برای مسابقه مُرغانه جنگ استفاده می کردند. به نوک تیز تخم مرغ تُک و انتهای آن را تَه می گفتند. روش بازی به شکل تک به تک یا چند نفره بود. قبل از بازی در مورد سمت ضربه زدن به تخم مرغ توافق می شد، اینکه تُک به تُک یا تُک به تَه و یا تَه به تَه ضربه زده شود. در گویش محلی هنگام درخواست سمت زدن ضربه از اصطلاح تُکِ سَر بنیش یا تُکِ تَه بنیش استفاده می شد یعنی ضربه به کدام سمت زده شود. پس از آن هر فرد تخم مرغ خود را در مشت خود می گرفت و فرد ضربه زننده با نوک تخم مرغ خود باید به نوک یا ته تخم مرغ فرد دیگر ضربه می زد. درصورت شکسته شدن تخم مرغ فرد بازنده می شد و تخم مرغ خودر را به فرد برنده می داد.
نوروز پس از پیروزی انقلاب
پس از انقلاب و شروع جنگ تحمیلی سنت های نوروزی در سیاورز دستخوش تغییراتی شد. به دلیل آثار جنگ و شهادت جوانان روستا، شور و حرارت نوروز مانند پیش از آن نبود و سوگواری خانواده ها در شهادت فرزندانشان، برگزاری نوروز مانند قبل را امکانپذیر نمی کرد. دیگر در کمتر خانه ای سفره نوروز پهن میشد. برخی از سنت ها مانند پخت شیرینی کم و بیش ادامه یافت اما سنتی مانند رنگ کردن تخم مرغ و مرغانه جنگ منسوخ شد و امروز به ندرت در برخی از خانواده ها رنگ کردن تخم مرغ دیده می شود.
پس از انقلاب سنتی جدید در سیاورز شکل گرفت و آن حضور در مسجد در صبح اولین روز سال جدید است. در سال های جنگ پس از حضور مردم در مسجد و شنیدن سخنان محل، پذیرایی از آنان انجام می شد و بعد مردم به دیده بوسی و تبریک عید به یکدیگر می پرداختند و پس از آن دسته جمعی برای دیدار و تبریک عید به خانواده شهدا به خانه آنها می رفتند. پس از پایان جنگ، رفتن به خانه تازه در گذشتگان نیز رایج شد. امروزه رفتن به خانه شهدا و درگذشتگان انجام نمی شود و پس از حضور در مسجد به گار شهدا رفته و به قرائت فاتحه برای درگذشتگان می پردازند.
در کتاب سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان و. که موضوع آن جغرافیای سرزمین های جنوبی دریای مازندران است و توسط فردی به نام میرزا ابراهیم برای ژنرال درن نوشته شده و حاصل مسافرت نویسنده به شمال در29 رمضان 1276 تا 25 ذیقعده 1277 هجری قمری است(حدود 164 سال پیش) در بخش مربوط به خرم آباد، این ناحیه را دارای 9 بلوک اعلام کرده است که عبارتند از 1- سخت سر2- سیارستاق 3- کولی جان[1]4- میان نایه[2] و مزردشت خرم آباد 5- سیاورز با بلده 6- زوار نیشتا 7- لنگا، جوربند لنگا جیر بند لنگا 8- کلارآباد 9- اشکورات با دوهزار(ص149)[3]
رابینو در کتاب سفرنامه مازندران و استرآباد که حاصل مطالعات او در بین سال های 1906 تا 1912 در گیلان و مازندران در حدود 113 سال پیش است، در بخش سوم که به تنکابن و توابع آن اختصاص دارد، به بازارهای محلی و دوره ای تنکابن اشاره میکند. این بازارها عبارت بودند از بازار "سیاورز"([4]Siyahwaraz) در روزهای دوشنبه، "خرم آباد" در روزهای شنبه و سه شنبه، "زوار" در روزهای دوشنبه، "سلیمان آباد" در روزهای چهارشنبه،"سادات محله سخت سر و دراکلا " در روزهای پنج شنبه(ص21)[5]
در همین کتاب هنگام اشاره به روستاهای توابع تنکابن، نام سیاورز به شکل "سیاه ورز یا سادات محله و کیاوز(Kiyawaz)" آورده شده است(ص107). علاوه بر این رابینو به اسامی قلعه هایی در تنکابن اشاره میکند مانند "قلعه گردن" نزدیک بلده، قلعه ای نزدیک "لشکرک" و "قلعه پرز(Qala paraz)" در "سیاورز"(ص24)
[1] احتمالا گلیجان امروزی
[2] میان ناحیه
[3] میرزا ابراهیم،(2535) سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان و.، انشارات جاویدان.
[4] در این کتاب نام سیاورز به شکل سیاه ورز درج شده است
[5] رابینو دی برگوماله، لویی،(1924)، سفرنامه مازندران و استرآباد، قاهره ، مطبعه اعتماد.
در ذهن بسیاری از سیاورزی ها درگیری با مرشدی ها بر سر زمین های موقوفه سیاورز در سال 1330 (66 سال پیش)با عنوان "مرشدی سال" نقش بسته است. در این مطلب شرح این ماجرا بر اساس گزارش دادیار دادگستری شهسوار در آن سال به اطلاع خوانندگان میرسد. زمان این درگیری تاریخ 20 آذر 1330 و زمان تنظیم گزارش 13 بهمن 1330 بوده است.این گزارش شامل دو قسمت است. بخش اول خلاصه درگیری و بخش دوم افراد شرکت کننده در درگیری است. تقریبا بیشتر سیاورزی هایی که اسامی آنها در جدول آمده از دنیا رفته اند. این مطلب توسط یکی از دوستان در اختیار این سایت قرار گرفته است و در صورتیکه شما هم اطلاعاتی در مورد این درگیری دارید برای تکمیل این مطلب برای ما ارسال نمائید.
گزارش صفوی دادیار دادگستری شهسوار:
بطوریکه از مجموع محتویات و مندرجات پرونده استنباط میشود از مدتی قبل اختلافاتی بین آقای مرشدی و سیاورزی ها بر سر املاک موقوفه واقع در قریه سیاورز موجود بود که پس از یک سلسله گفتگوها بالاخره آقا فخرالدین مرشدی احد از متهمین فوق الذکر با عده ای از گلیجان و قراء اطراف بقریه سیاورز عزیمت نموده و از هر حیث دسته خود را آماده می نماید که اگر هنگام چیدن محصول باغ های مورد نزاع عموم از سیاورزی ها سر زد دسته مذکور با عکس العمل شدیدی مقابله کنند و در ضمن عده مذکور با سه قبضه اسلحه که دو تای از آن شکاری و یکی هفت تیر کمری بوده مجهز شده بودند در این بین سیاورزی ها نیزبرای مقابله با مرشدی ها آماده گشته سر انجام دو دسته مذکور با یکدیگر برخورد کرده نزاع شروع میشود. در خلال منازعه دو نفر از متهمین باسامی جلال فرزند فخرالدین شهرت مرشدی و صمد فرزند محمد شهرت سیدی با دو قبضه تفنگ شکاری (یک لول و دو لول) بطرف جمعیت شلیک کرده که در نتیجه عده ای با ساچمه مجروح شده اند و بطوریکه در ضمن تحقیقات مسلم شد یک قبضه هفت تیر کمری نیز که دارای هفت فشنگ بوده نیز در دست فخرالدین مرشدی بوده منتها به علل نامعلومی با آنکه دو عدد از فشنگها سوزن خورده است یکی از فشنگ ها در لوله مانده و شلیک شده است علی ای حال با توجه بمراتب بالا و اظهارات متهمین و مطلعین و قرار صادره از طرف آقای بازپرس بزهکاری اشخاص فوق الذکر محرز و مسلم است لذا با در نظر گرفتن ماده 175 قانون مجازات عمومی نسبت بعموم متهمین و ماده 43 قانون قاچاق و ماده 2 ملحقهمحاکمات جزائی نسبت به فخرالدین مرشدی فرزند حسن و جلال فرزند فخرالدین شهرت مرشدی و صمد فرزد محمد شهرت سیدی و همچنین نسبت بدو نفر اخیرالذکر جلال و صمد از نظر ایراد جرح با تفنگ رعایت ماده 173 قانون مجازات عمومی و ماده 28 همان قانون نسبت به سید محمد مدنی تنکابنی تقاضای صدور دادنامه مقتضی در باره تمام متهمین فوق التوصیف میشود جرم در تاریخ 20/9/30 در قریه سیاورز واقع شده دادیار شهسوار صفوی 13/11/30
اسامی سیاورزی ها در دعوای سال 1330 با مرشدی ها
|
ردیف |
نام و نام خانوادگی |
سن |
نام پدر |
شغل |
وضعیت سواد |
وضعیت تاهل |
تعداد فرزند |
|
1 |
سید مهدی معافی مدنی |
20ساله |
سید محمد |
زارع |
باسواد |
بدون زن |
بدون فرزند |
|
2 |
سید محمد مدنی |
40ساله |
سید عطاء الله |
واعظ |
باسواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
3 |
سیدعلی معافی مدنی |
40ساله |
سید صادق |
زارع |
باسواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
4 |
عزیزالله سیدی |
42ساله |
رضا قلی |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
5 |
سیدعلی اکبر معافی مدنی |
30 ساله |
سید حسن |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
6 |
سید علی معافی مدنی |
70 ساله |
سید محمد ربیع |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
7 |
سید عبدالعظیم معافی مدنی |
40 ساله |
آمیر نبی |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
8 |
محمد سیدی |
50 ساله |
احمد |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
9 |
صمد سیدی |
22 ساله |
محمد |
زارع |
بی سواد |
- |
بدون فرزند |
|
10 |
سید احسان معافی مدنی |
40 ساله |
سید ابراهیم |
زارع |
- |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
11 |
علی قربانی |
55 ساله |
حسین |
کارگر |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
12 |
سید ابراهیم معافی مدنی |
35 ساله |
سید اسدالله |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
13 |
حیدر علی سیدی |
45 ساله |
محمد |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
14 |
حسن لنگایی |
35 ساله |
قد معلی |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
15 |
سید مجتبی معافی مدنی |
40 ساله |
سید نصرالدین |
زارع |
با سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
16 |
سید حسین معافی مدنی |
25 ساله |
سید علی |
زارع |
- |
- |
- |
|
17 |
سید حمزه معافی مدنی |
19 ساله |
سید عمران |
زارع |
- |
بدون زن |
بدون فرزند |
|
|
علینقی سیدی |
25 ساله |
نظر علی |
زارع |
- |
- |
- |
|
19 |
اسمعیل سیدی |
30 ساله |
مشهدی نظر |
- |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
20 |
محمد مهدی معافی مدنی |
25 ساله |
صدرالله |
- |
- |
- |
- |
|
21 |
سید جعفر معافی مدنی |
25 ساله |
سید عمران |
- |
بی سواد |
- |
- |
|
22 |
سید داود معافی مدنی |
30 ساله |
سید علی |
فلاح |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
23 |
محمد حسین سیدی |
20 ساله |
حسینعلی |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
24 |
سید یعقوب معافی مدنی |
30 ساله |
سید عبدالرحمن |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
25 |
احمد سیدی |
35 ساله |
محرمعلی |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
26 |
اسحق سیدی |
25 ساله |
محرمعلی |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
27 |
علی سیدی |
35 ساله |
محرمعلی |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
28 |
علی اصغر سیدی |
25 ساله |
موسی |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
29 |
عبدالله حسینیان |
35 ساله |
تقی |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
اسامی مرشدی ها در دعوای سال 1330 با سیاورزی ها
|
ردیف |
نام و نام خانوادگی |
نام پدر |
سن |
محل ست |
شغل |
وضعیت سواد |
وضعیت تاهل |
تعداد فرزند |
|
1 |
فخرالدین مرشدی |
محسن |
53 ساله |
کندسرک |
مالک |
- |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
2 |
جلال مرشدی |
فخرالدین |
19 ساله |
گلیجان |
بیکار |
- |
بدون زن |
بدون فرزند |
|
3 |
محمد علی عاشوری |
حسن |
35 ساله |
کشکو |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
4 |
محمد علی جلالی |
قنبر |
35 ساله |
دوهزار |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
5 |
میر دوله شجاعی |
سید میرزا |
19ساله |
کندسرک |
زارع |
با سواد |
بدون زن |
بدون فرزند |
|
6 |
آمیرزا شجاعی |
سید میرزا |
30 ساله |
گلیج محله |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
7 |
سید علینقی شجاعی |
سیدمیرزا |
30ساله |
کندسرک |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
8 |
شعبان رضا زاده |
حسن |
45 ساله |
شهسوار |
کاسب |
باسواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
9 |
فرج الله ورزیده |
محمد |
38 ساله |
کندسرک |
کاسب |
با سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
10 |
ناداله افشاری |
محمد |
55 ساله |
کندسرک |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
11 |
عباسعلی اذعانی |
سلطانعلی |
30 ساله |
گلیج محله |
زارع |
بی سواد |
بدون زن |
بدون فرزند |
|
12 |
شیرخان اذعانی |
اسمعیل |
24 ساله |
گلیج محله |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
13 |
قربان اذعانی |
اسمعیل |
35 ساله |
کندسرک |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
14 |
حسن رحمانی |
خانجان |
21 ساله |
گلیج محله |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
15 |
اسداله اخشابی |
شیرعلی |
35 ساله |
کندسرک |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
بدون فرزند |
|
16 |
امیر حاجی |
محمد |
22ساله |
کندسرک |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
17 |
منصور ترابی |
ابوطالب |
30 ساله |
رودبار |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
|
حسن شاه نظری |
عیسی |
30 ساله |
گلیج محله |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
19 |
علینقی شاه نظری |
شکراله |
23 ساله |
کندسرک |
زارع |
بی سواد |
بدون زن |
بدون فرزند |
|
20 |
عین اله عشقی |
حبیب |
30ساله |
کندسرک |
زارع |
- |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
21 |
عبدالجواد نصیری |
قاسمعلی |
40ساله |
الموتی ساکن کشکلستان |
زارع |
- |
بدون زن |
بدون فرزند |
|
22 |
اسحاق غفاری |
عباس |
45 ساله |
کندسرک |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند |
|
23 |
اسمعیل سیلو |
اکبر |
25 ساله |
اهل کرمانشاه ساکن کندسرک |
زارع |
بی سواد |
دارای زن |
دارای فرزند
|
|
24 |
رحمت افشار |
حبیب |
30 ساله |
سلیمان آباد |
زارع |
بی سواد |
بدون زن |
بدون فرزند |
درباره این سایت