در این پست خاطره ای جالب از سال 57 برای خوانندگان نقل می کنم، شاید این خاطره برای افرادی در سن و سال من و بالاتر دوباره زنده شود. این ماجرا شکستن شیشه های بانک صادرات روستا در روزهای پس از پیروزی انقلاب توسط بچه های سیاورز است. درآن روزها بچه ها با مدیریت دو فرزند مرحوم دکترسیدعبدالعلی مدنی یعنی سید رضا و شهید سید علی اصغر که در تهران زندگی می کردند و بیشتر در حال و هوای انقلابی بودند دورهم جمع می شدند و با راهپیمایی در کوچه ها شعارهای انقلابی سرمی دادند. در یکی از این روزها پس از طی چند کوچه تصمیم گرفته شد در یک اقدام انقلابی!!! شیشه های بانک را بشکنیم. برنامه به این شکل طراحی شد که پس از جمع آوری سنگ روبروی بانک و پشت به کارخانه برنجکوبی بمانیم و به شکل هماهنگ سنگ ها را به سمت بانک پرتاب کنیم. پس از استقرار مقابل بانک در حالیکه شعار می دادیم "ما بت شکنیم شیشه شکن نیستیم" سنگ ها را پرتاب کردیم و در چند ثانیه شیشه های بانک شکسته شد.
بانک ,های ,شیشه ,انقلابی ,سنگ ,پس ,های بانک ,پس از ,شیشه های ,بانک صادرات ,سال 57

درباره این سایت